سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )
141
درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )
[ در حاشية بحار ] اين مطالب ومطالب بعدى از آداب اخلاقى شايسته اى است كه رعايتش در هر ملتى لازم است به حدى كه مستلزم كمك به ظالم وتجرّى بر ظلمش نشود واين تعارضى با آنچه در شريعت موسى عليه السّلام وعيسى عليه السّلام ثابت شده ندارد كه مأمور به پيروى از قانون قصاص ومجازات بودند مثل گفته خداوند : « وبر آنان در آن [ كتاب ] نوشتيم كه نفس در مقابل نفس وچشم در برابر چشم وبيني در ازاى بيني وگوش در قبال گوش ودندان به اندازهء دندان قصاص مىشود ودر زخم وجراحتها هم قصاص است » وهمچنين گفتهء كسى كه ادعا كند كه اين مطالب در شريعت ما نسخ شده ، صحيح نيست چرا كه آداب نيكو هيچ گاه نسخ نمىگردد ودر اين هيچ شكى نيست . وتعجب از امّتى است كه ادّعا مىكنند از امّت عيسى هستند وخود را مسيحي مىنامند اما يكى از اين آداب شايسته در آنان اثر نگذاشته ! بلكه خود را بر ضدّ اين آداب تربيت كردهاند . آيا چنين مىبينى كه اگر از يكى از آنان پيراهنى گرفته شود ، عبايش را هم ببخشد ؟ وهر گاه كسى ضربه اى به گونهء أو زد ، گونهء ديگرش را پيش آورد ؟ واگر يك ميل أو را ببرد ، يك ميل ديگر به همراه أو رود ؟ يا آنان را بر خلاف اين مىبينى ؟ آيا اينان كساني نيستند كه رداى عزّت وآقايى ورهبرى را از امّتها گرفتهاند وبه جاى آن لباس ذلَّت وخوارى وبندگى را پوشاندهاند ؟ آيا اينان چهرهء جهانيان را با ضربات ظلم واستبداد سياه نكردهاند ؟ آيا اينان بندگان را به بردگى نگرفتهاند وشهرها را ويران نكردهاند وقانون ظلم وفساد را گسترش ندادهاند واحكام فحشاء ومنكرات را رواج ندادهاند ؟ وخانواده بشريّت را هر لحظه با سلاح آتشين ومرگبار تهديد نكردهاند ؟ خداوند ما وهمه امّتها را از شر آنان در أمان بدارد . 11 - در جاى ديگر ، فرمود : به شما مىگويم : تلاش نكنيد كه چه مىخوريد وچه مىنوشيد وچه مىپوشيد آيا نفس برتر از خوراكىها نيست ؟ وتن بهتر از لباس نمىباشد ؟ بنگريد به پرندگان آسمان كه نه مىكارند ونه درو مىكنند ونه اندوهگين مىباشند . خدايتان به آنان روزى مىدهد . آيا شما از آنان برتر نيستيد ؟ چه كسى از شما توانايى دارد كه يك ذراع بر قامتش بيفزايد ؟ پس چرا اين قدر به لباس مىپردازيد ؟ 12 - ابن نباته از أمير مؤمنان عليه السّلام روايت كند كه فرمود : عيسى بن مريم عليه السّلام گفته : پول ، بيمارى دين است ودانا پزشك دين ، پس هر گاه ديديد پزشك ، بيمارى را به سوى خود